تبليغاتX
آریوبرزن
روز عشق (روز زن)

زنان ايرانى در طول سال روز 29 بهمن را به خود اختصاص داده اند. قرن‌ها پيش كه شايد در بسيارى از قسمت هاى كره خاكى كه حالا از متمدن‌ها و يا مراکز ديني  به‌شمار می‌آیند بى‌قانونى بيداد مى كرد ايرانيان حتى روزهايشان نيز نامى و جشنى داشت. هر سال درين روز زنان ايرانى از كار روزانه دست مى كشيدند و اين مردان بودند كه يك روز در سال نقش زنان را ايفا مى كردند.ساليان سال پس از آن كه اسلام ظهور كرد و گسترش پيدا كرد باز اين ايرانيان بودند كه اين روز را گرامى مى داشتند.

 

 روز زن در ايران باستان:

از گذشتگان دور روز زن را در اسفندگان (پنجم اسفند) برگزار مى كردند. اين روز سپندارمزد ناميده مى‌شود كه نام فرشته نگهبان زمين است، از آنجايى كه زمين همانند زنان بارورى دارد، اين جشن براى گراميداشت زنان نيكوكار برگزار مى شود. برگزارى مراسم جشن و سرور در اين روز ضرورى است. در اين روز براساس سنت باستانى بانوان با پوشيدن لباس هاى نو، مورد تكريم قرار مى گيرند، مادران از فرزندان خود و زنان از مردان پيشكش‌هايى دريافت مى كنند و زنان نيكوكار، پاكدامن، پرهيزگار و مادرانی که فرزندان درستکار تربیت نموده‌اند مورد تشويق قرار مى گيرند.

 

در سفره اين جشن جامى از شير و تخم مرغ كه نشانه ماه بهمن است قرار دارد. به جز آنها ميوه هاى فصل به ويژه انار و سيب، شاخه هاى گل، شربت و شيرينى، برگ هاى خشك آويشن با دانه هايى از سنجد و بادام در چهار گوشه سفره قرار مى دهند و مواد خوشبو و كندر بر روى آتش مى گذارند و مقدار كمى از هفت گونه حبوبات و دانه ها كه در جشن مهرگان براى سفارش كاشتن در آن فصل در سفره جشن مهرگان قرار داده اند مى‌گذارند.

 

اسفندگان از جمله جشن‌هاى ماهيانه اى است كه اطلاع دقيقى از گذشته برپايى آن نوشته نشده است. اما بنابر گفته ابوريحان بيرونى (که در نقشی همانند فردوسی بزرگ زنده کننده جشن‌ها و مراسم ایران باستان بود) در ايران قديم جشنى با نام مزدگيران يا مردگيران در بين مردم رواج داشته است. از ويژگى‌هاى اين جشن كه زمان برگزارى آن 5 روز نخست ماه اسفند بوده، استراحت كامل زنان از كار و تلاش و كوشش و فرمان‌بردارى كامل مردان از زنان بوده است. در اين چند روز به پاس تلاش يك ساله زنان، مردان وظايف ايشان را بر دوش گرفته و با اين كار، فعاليت‌هاى يك زن را تجربه مى‌كردند و در عين حال در اين روز هديه دادن به زن خانه از آداب و رسوم اصلى اين جشن به شمار رفته است.

 

اين جشن به نام «سپنته آرمئى تى» نماد از خودگذشتگى، فروتنى و مهر بى‌پايان شناخته شده است. واژه سپندارمزد در اوستا به معنى فروتنى و بردبارى است. «سپنته آرمئى تى» يا سپندارمز يا اسفند امروزین، نام چهارمين امشاسپند و نام پنجمين روز هر ماه است كه به خاطر داشتن صفت پاك و ارزشمند فرشته نگهبان زمين نام گرفته است. در نوشته‌های آيين ايرانيان باستان آمده است: سپنته آرمئى تى، فروزه‌اى (نوری) است با ويژگى‌هاى زنانه و مادرانه يعنى مهر و عشق بى‌پايان، ايمان و پارسایی، تواضع و فروتنى، پاکی و راست کرداری.

 

طبق سالنامه زرتشتى، روز اسفند از ماه اسفند يعنى پنجمين روز از اين ماه (5 اسفند)  و بنابر تقويم امروزى (هجري خورشيدي) 29 بهمن ماه روز سپاسدارى از جايگاه زنان و مادران است.

 

علت تفاوت این جشن در دو سالنامه ایرانی چیست؟

مي دانيم كه سال خورشيدي 365 روز و حدود شش ساعت است. در ایران باستان هر سال ایراني، دوازده ماه و هر ماه سي روز بوده است. پنج روز آخر را پس از سي‌ام اسفند، اندرگاه يا پنجه دزيده يا وهيگك يا وهيجك مي‌نامیدند. هر چهار سال، اين كسرها را نیز يك روز حساب كرده و بعد از پنجه به نام اَوَرداد يا روز افزوده مي‌ناميدند. اما پس از اسلام و دگرگونی تقویم سالیانه به هجری شمسی، گاهنامه اوستايي اصلاح شد تا تكليف پنجه يا پنج روز اضافي را روشن كنند، بدین ترتیب که شش ماه آغاز سال را سي و يك روزه  و پنج ماه دوم از مهر تا اسفند را سي روزه به‌شمار آورده، اسفند را بيست و نه روز و هر چهار سال يك بارآن‌را نيز سي روزه شماره كردند.

اين تغييرات كه حاصل سي و يك روز به شمار آوردن شش ماه آغاز سال است باعث شد كه جشن اسپندگان شش روز با آن چيزي كه پيش از آن بوده تفاوت پيدا كند، كه امروزه بنا به گاهنامه‌ي اصلاح شده‌ي خورشيدي 29 بهمن و بنابه تقويم اوستايي كه به وسيله ي زرتشتيان نگه داري مي‌شود،5 اسفند ماه برگزار مي شود.

 

روز اسفندگان متعلق به همه ايرانيان است از هر قوم و از هر مذهب. اين روز را (29 بهمن) را ميتوان روز عشق و دوستي ناميد که تقريبا برابر و بسیار بهتر از روز ولنتاين بيگانگان مي باشد که در حال رسوخ به فرهنگ ناب ایرانی و اسلامی ما می‌باشد.

هرگونه برداشت از نوشته‌های اين تارنگار(وبلاگ) تنها با يادآوری نام و نشاني آريوبرزن و نام نويسنده روا (مجاز) مي‌باشد
+ نوشته شده به‌دست حسنعلی پیشاهنگ H.A. Phishahang در یکشنبه 1384/11/30 و ساعت 8:32 |
سرگذشت ما ايرانيان كه از حدود 4هزار سال پيش با آريائيان آغاز مي گردد سرشار از فرود و فراز بسيار است. در سپيده دم تاريخ ، آريائيان ، با كوچيدن به اين سرزمين مقدس ، پاك و اهورایی ، سرنوشت ايران زمين را رقم زدند. ايرانيان از نژاد آريايي هستند. ايران به معني جايگاه آريايي ها مي باشد و آريايي يعني نجيب و آزاده.

ایران آریایی

آزاده یعنی اینکه بدون جنگ وخونریزی ساکنین پیشین این سرزمین را در خود  حل نمودند.
آزاده يعني تنها ملت خداپرست گيتي از درون سده ها و اعصار گذشته بدون پرستش هيچگونه بت يا رب النوعي.
آزاده يعني هميشه سربلند و پيروز در تبادل فرهنگي با ديگر تمدنها.
آزاده بدين معني كه همواره نسبت به دشمنان شكست خورده با مهرباني و گذشت برخورد كرده و هيچگاه دست به غارت و كشتار دست نيالودند.
آزاده بدين معني كه نسبت به همة اديان با فراخ اندیشی و رواداري نگريسته و نسبت به مردمان مختلف به دادگري و نه به ستم حكم راندند.
آزاده بدين معني كه گرچه گاهي با حمله و تك اقوام مهاجم (يوناني ،تازي، مغول، ترك) مواجه گشتند ولي توانستند فرهنگ والاي خود را به آنان عرضه داشته و آنان را از نظر فرهنگي ، ايراني نمايند.
آزاده بدين معني كه اسلام را پس از زرتشتي ، خود و نه با زر و زور و نیرنگ پذيرفتند ونسبت به دیگر آیینها چون زرتشتیان ، یهودیان ، مسیحیان و... زندگی مسالمت آمیز داشته اند.

ایران زادگاه پیامبران است: از کیومرث وزرتشت پاک گرفته تا مانی و مزدک.
ایران زادگاه بزرگان است: از كورش كبير (ذوالقرنين) و شهر بانو گرفته تا امیر کبیر و خاتمی.
ايران زادگاه  دادگران است: از داريوش كبير و اردشير بابكان گرفتعه تا انوشیروان و كريمخان زند.
 ايران زادگاه وزيران پرهنر است: از بزرگمهر و نظام الملك گرفته تا مصدق و مير حسين موسوي.
ايران زادگاه هنرمندان است: ازفرهاد کوهکن واحمدنیریزی گرفته تاکمال الملک وفرشچیان.             ايران زادگاه دانشمندان است: از پورسينا و جابر بن حيان گرفته تا رازي و دكتر حسابي.
ايران زادگاه انديشمندان است: از خوارزمی و بيروني گرقته تا خيام و ملاصدرا.
ايران زادگاه سرداران است: از آريوبرزن و سورنا گرفته تا ستارخان و شهيد باكري.
ايران زادگاه اسطوره هاست: از آرش وسياوش گرفته تا رستم دستان و كاوه آهنگر.
ايران زادگاه شاعران است: از فردوسي و سعدي گرفته تا حافظ و اخوان ثالث.
ايران زادگاه عارفان است: از مولوی و عطار گرفته تا سهروردي و بهجت.


مام ميهن ، ايران زمين ، هميشه فداكاريها و وفاداريهاي فرزندان خود را به ياد خواهد داشت: تمدن هخامنشيان، استقلال طلبي اشكانيان، شكوه ساسانيان، مردانگي صفاريان، وفاداری سامانيان ، آزادگی ديلميان ، دانش پروري سلجوقيان، بيگانه ستيزي خوارزمشاهيان، مليت بخشي صفويان، رهایی سازی افشاريان و دادگري زنديان.
ايران سرزمين اهورايي است، سرزمين نور و روشنايي ، آذر و آب.
ايران سرزمين آذربايجان و كردستان است، سرزمين خراسان و خوزستان ، سرزمين فارس و بلوچستان ، سرزمين گيلان  و هرمزگان ، سرزمين...
ايران سرزمين فرهنگ و تمدن ايراني است، چه در كشور ايران و چه در بيرون از آن.


 آري ، ايران زمين در درازناي تاريخ كهن خويش ، شاهد ابر مرداني بوده كه داستان راست پنداري و خوش بيني و مهر آفريني ايشان نسبت به همه آدميان و جهانيان زبانزد خاص و عام شده است . اينان اعصار و قرون گذشته را پشت سرگذاشته و آوازه راست كرداري و راست گفتاريشان به دوره ما رسيده است.دیروز میبالیدیم به رادمردان باستانمان که با عصای پادشاهی خویش به جهان حکم می راندند وامروز مفتخریم به نبک اندیشان ،اصلاح طلبان وروشنفکرانی که زمانه را نه از آن خویش بلكه براي همه ي آدميان، نه ايران و به يقين همه ي جهان مي خواهند. خوب مي دانيم كه عصر ما ، عصر انديشه و گفتگو است ، و اين انديشه ورزي و گفتگو با شناخت تاريخ گذشتة پر شكوه ايران است كه مي تواند انجام پذيرد. این حق مسلم فرزندان ما است که تاریخ شکوهمند ایران را در دوران تحصیل (چه در مدارس و چه در دانشگاه ) به طور کامل بیاموزند وبدانند كه بر اين سرزمين پاك و آزاده چه رفته است تا آنرا چراغي فراسوي آينده خود قرار دهند.

هرگونه برداشت از نوشته‌های اين تارنگار(وبلاگ) تنها با يادآوری نام و نشاني آريوبرزن و نام نويسنده روا (مجاز) مي‌باشد
+ نوشته شده به‌دست حسنعلی پیشاهنگ H.A. Phishahang در پنجشنبه 1384/11/27 و ساعت 7:44 |
پاینده ایران


    بنام خداوند جان و خرد                                                  كزين برتر انديشه برنگذرد
«براستي که در سرگذشت پيشينيان پندهايي براي خردمندان است؛آيا در زمين گردش نمي كنيد تا بنگريد سرانجام كسانيكه پيش از شما بودند چه شد؟قرآن کریم »
انسان در دوران زندگي خود ، دانشهاي گوناگوني چون فيزيك ، پزشكي ، جامعه شناسي ، جغرافي ، دين شناسي و ... را فرا گرفته و از آنها بهره هاي فراوان مي برد . يكي از اين دانشها كه از گذشته مورد نگرش انسان بوده ، تاريخ است. تاريخ خواني و تاريخ داني هم فرح انگيز است و هم انگيزه اي براي آموزش و پرورش انسان.
تاريخ دانشي گسترده و همانند رودخانه ايي در جريان است و هر روز ما با مطالب بسياري از آن سروكار داريم .اگر هشيارانه دربارة تاريخ بينديشيم و خردمندانه بكوشيم تا آنرا بفهميم ، مي توانيم از آن در زندگي بهذه هاي بسيار ببريم.
تاريخ چيست؟
هر انساني سرگذشتي دارد كه داستان زندگي گذشتة اوست. كارهايي كه از انسان سر ميزند و رويدادهايي كه برايش رخ مي دهد ، سرگذشت او به شمار مي آيد . اين سرگذشت با دو روش پايدار مي ماند:
1-نگهداري ماندگار هاي گذشته
2-نوشتن و ياداشت كردن كارهاي انجام شده.
تاريخ در حقيقت ، گزارش زندگي گروهي و گذشته انسان است ، يعني چيزي بسيار فراتر از سرگذشت فردي. براي همين است كه در تاريخ هميشه رخدادهاي بزرگ كه به همة مردم وابسته است، مطرح مي شود. مانند جنگ ، صلح ، آزادي ، استبداد ، استقلال ، زير سلطه بودن ، شكست ، پيروزي ،پيشرفت ، پسرفت ، فرمانروايي ، دين ، آئين ، دادگري ، ستمگري ، كشور گشايي و ... به دانشمنداني كه به خواندن تاريخ و پژوهش در آن مي پردازن يا تاريخ دان مي گويند.
اهميت تاريخ :
1-دلبستگي ذهن كنجكاو انسان به جستجوگري در گذشته ها
2-شناخت علل پيشرفت يا پس ماندگي مردمان گذشته و كنوني
3-افزايش تجربه در زندگي كنوني و آينده
4-يادآوري نيكنامي دادگران تاريخ و بدنامي ستمگران و بيدادگران
5-آموختن درس ميهن دوستي و فداكاري و خدمتگزاري
6-بكار گيري آموزهاي فراوان و اثر بخشي آن در زندگي فردي و اجتماعي


پيشواي پرهيزكاران امام علي (ع)مي فرمايند:
اي فرزند گرامي، اگرچه من به اندازه همه آنان كه پيش از من بوده اند، نزيسته ام ، اما چندان در كارهايشان نگريسته ام كه همچون يكي از آنان شده ام، بلكه چندان بر كردارشان آگاهي يافته ام كه گويي با نخستين آنها تا واپسينشان زيسته ام. پس در اين گردش و پژوهش ، كردار نيك را از آلوده باز شناختم و سود را از زيان دريافتم.

هرگونه برداشت از نوشته‌های اين تارنگار(وبلاگ) تنها با يادآوری نام و نشاني آريوبرزن و نام نويسنده روا (مجاز) مي‌باشد
+ نوشته شده به‌دست حسنعلی پیشاهنگ H.A. Phishahang در دوشنبه 1384/11/24 و ساعت 6:43 |
همانگونه كه در كتاب میراث ایران گفته شده، ایران در دوران پیش وپس از اسلام، در دانش پزشكی پیشرفت بسیار داشته است. این كتاب توسط سیزده تن از خاورشناسان، زیر نظر ا.ج.آربری تألیف شده است و آقایان بیرشك، دكتر بهاءالدین پازارگاد، عزیزالله حاتمی، محمد سعیدی، دكتر عیسی صدیق اعلم و دكتر محمد معین زیر نظر دكتر احسان یارشاطر آن را تحت عنوان «مجموعه ایران شناسی» ترجمه كرده‌اند. در قسمتی از كتاب نوشته شده: «شواهد تاریخی حكایت می‌كند كه پیش از استیلای تازیان، فعالیت‌های پزشکی در ایران وجود داشته و ایرانیان باستان در این زمینه سهمی بزرگ داشته‌اند.»

در دوره‌‌ی باستان 5 رشته‌ی پزشكی وجود داشته است:
1 -آشو پزشك (آشو بئشزو) : كه از كلمه‌ی آشو به معنی پاك گرفته شده است و برابر با دانش بهداشت می‌باشد. یعنی با رعایت پاكی و پاكیزگی بیماران را درمان و از پیدایش بیماری‌های جلوگیری و پیشگیری می‌كرده‌اند.
2 -دادپزشك (داتو بئشزو) : كه از كلمه‌ی داتو به معنای عدل و داد گرفته شده است و برابر با پزشكی قانونی می‌باشد. در این رشته‌، با قوانین و دستورهای ویژه‌ای سروكار داشته‌اند.
3 -كاردپزشك (كارتو بئشزو) : كه از كلمه‌ی كارتو به معنی كارد گرفته شده است و برابر با جراح می‌باشد.
4 -ارور پزشك (اورورو بئشزو) : كه از كلمه‌ی ارور به معنی گیاه گرفته شده است و برابر با پزشك داروساز می‌باشد. این گروه از پزشكان با داروهای گیاهی سر و كار داشته و آن‌ها را می‌شناخته‌اند و برای درمان به بیماران تجویز می‌كرده‌اند.
5 -مانتره پزشك (مانترو بئشزو) : كه از كلمه‌ی مانتره به معنی سخن مقدس و آسمانی گرفته شده است و به نوعی برابر با روانپزشك می‌باشد. این گروه با خواندن آیات كتاب آسمانی و ذكر و دعا، بیماران را درمان می‌كرده‌اند.

پورسیناجابر پور حیان

 

 

 

 

 

 

 

 

پس از اسلام نیز تا قرنها ایرانیان حرف اول را در پزشکی می زدند وکتابهای آنان در بسیاری از مراکز علمی و درمانی آن زمان در آسیا ،اروپا و آفریقا تدریس می شد؛ ولی متاسفانه پس از حمله وحشیانه چنگیز خان مغول و کشتار تیمور لنگ وبنا بدلایل سیاسی و اجتماعی ویژه ای که تقریبا از دوران صفویه به بعد پدید آمد (یعنی علم تنها محدود به فقه و دروس حوزوی گردید.) دربسیاری از رشته های گوناگون دچار پسرفت و رکود شدند.

در پایان برای حسن ختام نام چند پزشک نام آور ایرانی در طول تاریخ را بیان می کنم،باشد که نامشان در تاریخ جاودانه بماند:

دوران اسطوره ای: وی‌ونگهان - آبتین - فریدون پیشدادی - آترت - سریتا
دوران هخامنشیان: آبادیس - ازناک
دوران اشکانیان: اشموغ وه
دوران ساسانیان: برزویه – بختیشوع
دوران پس از اسلام: ابن سینا(پور سینا) – جبراییل پسر بختیشوع - پنام دیلمی – زکریای رازی – اسماعیل جرجانی – احمد پسر ابی اشعف - ابوسهل مسیحی – محمد کاظم نی ریزی – ابوالخیر بهنام - ماسویه – جابر پسر حیان (دو نفر آخر داروساز بوده اند)

هرگونه برداشت از نوشته‌های اين تارنگار(وبلاگ) تنها با يادآوری نام و نشاني آريوبرزن و نام نويسنده روا (مجاز) مي‌باشد
+ نوشته شده به‌دست حسنعلی پیشاهنگ H.A. Phishahang در یکشنبه 1384/11/16 و ساعت 8:4 |
در دنباله بررسي بيماري هاي انگلي به بررسي يك گونه ديگر از انگل ها مي پردازيم .اين انگل هم به شكل كرم نبوده بلكه به صورت تك ياخته است و در رودة كوچك زندگي مي كند .اندازه اين تك ياخته بين يك صدم تا دو صدم ميلي متر بوده و به شكل گلابي است. ژيارديا كه به آن انگل خونخوار هم مي گويند داراي يك صفحه مكنده می باشد که با کمک آن مي تواند به ديوارة روده بچسبد. هنگامي كه شرايط زندگي براي انگل نامساعد بشود تاژك هاي مو مانند خود را از دست داده ، به شكل گرد در مي آيد.
انتقال بيماري :
ژيارديا انتشار جهاني دارد و باعث آلودگي انسان ،سگ و موش مي شود. به دليل حساسيت ويژه بچه ها انگل بيشتر در بچه هاي مدرسه رو ديده مي شود . با اين حال در بزرگسالان و افراد با تغذيه خوب و حتي ورزشكاران هم ديده شده است.
انتقال به وسيله آب يا خوراك آلوده به انگل انجام مي شود. آلودگي منابع آب آشاميدني شهر با فاضلاب و خوراكي هاي دستمالي شده با دست آلوده از مهمترين راههاي انتقال هستند.
نشانه هاي بيماري :
افراد گوناگون از نظر پاسخ به آلودگي با انگل با يكديگر تفاوت دارند. عده اي بدون علامت هستند، در ژیاردیابرخي ديگر بيماري حاد و با آغازي ناگهاني است.اسهال با فشار ، مدفوع آبكي بسيار بدبو و گازدار ، تهوع و استفراغ ، بي اشتهايي ، نفخ و دل درد از نشانه هاي بيماري است. در پاره اي ديگر بيماري به صورت مزمن در مي آيد اين اسهال دير پا ماهها به درازا كشيده ، خود را به صورت سوء جذب ويتامين ها و چربي ها نشان مي دهد .كاهش وزن ،نفخ و بزرگي شكم ، دل درد ، اسهال نامنظم و چرب ، گاهي ورم و زخم روده از ديگر نشانه هاي آن است.
تشخيص :
به دليل دفع متناوب انگل ، آزمايش مدفوع بايد سه بار انجام بپذيرد تا انگل در زير ميكروسكوپ ديده بشود.
درمان :
داروهاي گوناگوني مانند فورازوليدن ، مترونيدازول ، كيناكربن و تينی دازول در درمان انگل خو نخوار به كار رفته است. مدت درمان و ميزان داروي دريافتي (دوز دارو) به وسيله پزشك درمانگر تعيين مي شود.
هرگونه برداشت از نوشته‌های اين تارنگار(وبلاگ) تنها با يادآوری نام و نشاني آريوبرزن و نام نويسنده روا (مجاز) مي‌باشد
+ نوشته شده به‌دست حسنعلی پیشاهنگ H.A. Phishahang در چهارشنبه 1384/11/12 و ساعت 8:13 |
آميب گونه اي از انگل هاي تك ياخته اي است كه بااندازه اي در حدود يك صدم تا سه صدم ميلي متر باعث اسهال خوني مي شود . اين انگل تنها انسان را به عنوان ميزبان خود آلوده و به ديگر جانوران كاري ندارد.
شناسايي انگل:
انگل به دو شكل سيست ( كيسه اي ) كه حالت آلوده كننده آميب بوده و نيز به شكل متحرك كه حالت مهاجم و عفوني آميب است وجود دارد . شكل متحرك توانايي آلوده كردن انسان را ندارد و خيلي زود در محيط بيرون از بدن نابود مي شود . عفونت از راه آب و خوراك آلوده ، سبزيجات نشسته يا از طريق دست فرد آلوده به ديگري منتقل مي شود . مگس نيز در انتقال آلودگي از مدفوع به مواد خوراكي نقش مهمي را ايفا مي كند. اين انگل بر خلاف ژيارديا دركودكان بسيار كم بوده ، بيشتر در بزرگسالان ديده مي شود. هنگاميكه شكل كيسه اي آميب ( سيست ) وارد بدن شود ، پس از گذشتن از معده ، در روده تبديل به شكل متحرك و مهاجم مي شود . انگل مهاجم و عفوني مي تواند زخمي كوزه مانند را در پوشش روده پديد آورده ، از آنجا خود را به جگر يا ديگر دستگاههاي دروني بدن برساند .
نشانه ها بيماري:
بيشتر بيماران بدون علامت هستند . اين افراد اگر شناخته نشوند به دليل پخش انگل از راه مدفوع ، در انتشار آلودگي نقش مهمي خواهند داشت . برخي بيماران دچار اسهال آبكي و دل پيچه مي شوند . در پاره اي ديگر نشانه ها به صورت اسهال چركي يا خوني ، تب ولرز ، سردرد ، دل درد و دل پيچه خود را نشان خواهد داد . اگر درمان انجام نگيرد ، بيماري بصورت دوره اي ممكن است برگشت پيدا كند ، يعني بيماري خودبخود خوب شده اما پس از چند هفته به دليل وجود انگل در روده دوباره برمي گردد . گاهي اوقات انگل ديواره روده را زخم يا سوراخ كرده ، باعث خونريزي روده اي مي شود . اگر انگل همراه با جريان خون به جگر برسد ، باعث پديد آمدن آبسة كبدي مي شود كه داراي نشانه هايي به صورت تب ، بزرگي و دردناك شدن جگر ، نفخ و بزرگي شكم و دل درد   مي شود .
تشخيص :
آميب روده اي را مي توان با آزمايش مدفوع تشخيص داد ، اما در مورد آميب كبدي بايد آزمايش خون ، سونوگرافي يا سي تي اسكن از جگر(کبد) انجام شود
درمان :
براي شكل روده اي يا كبدي داروهاي گوناگوني وجود دارد . مانند مترونيدازول ، يدوكینول ، ديلوكسانايد ، اميتن ، كلروكين ،‌ پارمومايسين .
پيشگيري :
1 – رعايت بهداشت فردي و اجتماعي
2 – سالم كردن آب آشاميدني شهر و منابع آن
3 – درمان افراد ناقل
4 – رعايت كليه مسائل بهداشتي

آمیب
 

هرگونه برداشت از نوشته‌های اين تارنگار(وبلاگ) تنها با يادآوری نام و نشاني آريوبرزن و نام نويسنده روا (مجاز) مي‌باشد
+ نوشته شده به‌دست حسنعلی پیشاهنگ H.A. Phishahang در یکشنبه 1384/11/09 و ساعت 7:16 |
انگل‌هاي روده‌اي گونه‌هاي بسيار با عوارض مختلف دارند. در اينجا به بررسي گونه‌ي مهم آنها مي‌پردازيم: كرمك كه به آن اكسيور يا كرم سنجاقي هم مي‌گويند به صورت انگل روده در تمام جهان ديده مي‌شود. اين انگل تمام گروههاي گوناگون اجتماعي و اقتصادي را گرفتار مي‌كند. در يك خانواده، همه افراد به ويژه كودكان درگير آن مي شوند. زندگي دسته‌جمعي و شلوغ باعث مستعد شدن افراد نسبت به اين بيماري مي‌شود.

نشانه‌هاي کرمک:
 بهترين نشانه، خارش شبانه مقعد و بي‌خوابي است كه در اثر مهاجرت كرم ماده بارور از سوراخ نشيمن‌گاه به بيرون آشكار مي‌شود. در نتيجه بيرون آمدن كرم و جنب و جوش آن در ناحيه نشيمن‌گاه، تحريك و خارش پديد مي‌آيد.خارش معمولي خيلي شديد بوده و هنگام شب بيشتر مي‌شود. خارش شبانه باعث بي‌خوابي كودك شده، در اثر آن پيامدهاي عصبي مانند خستگي، دندان قروچه شبانه، بي‌قراري و عصبانيت روزانه روي مي‌دهد. در دختر بچه‌ها گاهي‌كرم‌به‌ناحيه‌شرمگاهي‌هم‌مهاجرت‌كرده و باعث‌خارش‌شديد‌آن‌ناحيه‌مي‌شود.

راه انتقال کرمک:
 1) در اثر خاراندن نشيمن‌گاه، تخم انگل در زير ناخن‌ها جمع شده، يا به انگشتان كودك مي‌چسبد. اگر بچه انگشت خود را به دهان ببرد يا با آن خوراكي بخورد، تخم انگل وارد دستگاه گوارشي او شده و در آنجا تبديل به كرم مي‌شود. اين عمل را خودآلودگي مي نامند.
 2) كودك با دست آلوده، مواد خوراكي را آلوده ساخته، ديگران با مصرف آن، مبتلا به انگل مي‌شوند.
3) اين انگل به وسيله آب و خوراك آلوده، رختخواب و ملحفه آلوده، لباس و ظرف آلوده، هوا و خاك آلوده هم سرايت مي‌كند. 4) تخم انگل بسيار ريز بوده، مي‌تواند به صورت گرد و غبار در هوا پخش شده، خوراكي‌ها را آلوده كند.

تشخيص کرمک:
 انگل يا تخم آن را مي‌توان با آزمايش مستقيم مدفوع در زير ميكروسكوپ ديد. همچنين هنگامي كه تعداد انگل زياد باشد، كرم‌هاي سفيد ريز نخ‌مانند را مي‌توان با چشم نيز در مدفوع ديد. روش آزمايش ديگر با چسب سلوفان صورت مي‌گيرد. چسب را شب هنگام بر روي نشيمن‌گاه چسبانده، صبح روز بعد چسب را در زير ميكروسكوپ بررسي مي‌كنند.

درمان کرمک:
 بهترين دارو و قرص «مبندازول» است كه به صورت يك قرص داده مي‌شود (از دو سال به بالا ميزان دارو براي همه افراد يكسان است). دارو را 15 روز ديگر بايد تكرار كرد ، تا چنانچه تخم انگلي پس از اين مدت تبديل به كرم شده باشد نابود بشود.از داروهاي ديگر مي‌توان به «پيرانتل پاموات»، «پيرونيسيوم پاموات» و «پي‌پي‌رازين» اشاره كرد.لازم به يادآوري است كه درمان براي همه افراد خانواده چه نشانه بيماري داشته باشد و چه نداشته باشند بايد انجام پذيرد.

پيشگيري:
 عمل كردن به موارد زير به پيشگيري از مبتلا شدن به بيماري‌هاي انگلي كمك زيادي خواهد كرد:
1) شستشوي درست دستها با آب و صابون بويژه پس از رفتن به دستشويي و پيش از غذا خوردن 2) كوتاه نگهداشتن ناخن‌ها.
3) جوشاندن آب آشاميدني در جاهائيكه آب لوله‌كشي وجود ندارد.
4) جوشاندن ظرفها و لباسها در خانواده‌اي كه فرد مبتلا در آن وجود دارد، (براي از بين بردن تخم انگل‌ها).
 5) جلوگيري از بازي كودكان با خاك آلوده و همچنين واداشتن آنها به شستن دستها با آب و صابون پس از هر بازي كردن .
6) خودداري از خوردن آب آلوده و غذاهاي مشكوك.
7) نخوردن سبزي خام در مناطق آلوده.
 8) استفاده نكردن از كود انساني در كشتزارهاي سبزي، جاليزها، صيفي‌كاريها و باغهاي ميوه.
 9) خودداري از اجابت مزاج در بيرون از دستشويي .
10) در صورت آلوده شدن، مراجعه به پزشك و دقت در درمان صحيح بيماران .
11) درمان همزمان همه افراد خانواده‌اي كه فردي از آنها مبتلا به انگل است .
12) جوشاندن لباسهاي زير و ملحفه‌هاي رختخواب در روزهاي درمان .
13) شستشوي كامل سبزيجات و ميوه‌هاي خام و ضدعفوني كردن آنها قبل از مصرف.

هرگونه برداشت از نوشته‌های اين تارنگار(وبلاگ) تنها با يادآوری نام و نشاني آريوبرزن و نام نويسنده روا (مجاز) مي‌باشد
+ نوشته شده به‌دست حسنعلی پیشاهنگ H.A. Phishahang در شنبه 1384/11/01 و ساعت 7:29 |