رفتار بشر نتیجه موقعیت‌ها و عوامل گوناگونی است که مهم‌ترین آنها خانواده، مدرسه و جامعه می‌باشد. بهداشت روان Pscycological Health مستلزم تربیت همه جانبه فرد و بسیج امکانات آموزش و پرورش فرد در  این سه نهاد است .

 بهداشت روانی:

مسئله تحقق بهداشت روانی و رشد آدمی مسئله زندگی و خوسبختی اوست . بهداشت روان و شخصیت، مقوله و جستاری فراتر از آن چیزهایی است که بسیاری از مردم در ذهن خود دارند، یعنی فکر می‌کنند اگر کسی فرضاً دیوانه نبود یعنی دیگر از یک سلامت روان کامل برخوردار است.

تأمین بهداشت روانی به این معناست که:

1- رفتارها، عادتها، اندیشه‌ها و ارزش‌های فرد را به گونه‌ای سازمان دهیم که منجر به رشد و بالندگی همه جانبه فردی و سعادت و خوشبختی اجتماعی شود.

2- فرد دارای ارزش‌های ارجمند شود، همنوعان خود را دوست بدارد و برای خوشبختی آنان کار کند .

3- فرد به درجه ای از رشد و بالندگی اندیشه انسانی برسد که به گزینش آگاهانه دست بزند.

اکنون انسانی که از بهداشت روانی برخوردار است، به خود و توانائی‌های خویش اعتماد دارد، آینده خود را به خوبی ترسیم می‌کند و برای تحقق آن تلاش می‌کند، شیوه های نادرست را انتخاب نکرده و برای تأمین سعادت خود می‌کوشد.

 تاریخچه:

مسئله بهداشت روانی از دیرباز در ملتها و ادیان گوناگون مطرح بوده است، بویژه در کشورمان ایران. در ایران باستان آنچنان به مسئله بهداشت روانی اهمیت داده می‌شده است که نام نژادمان آریایی نامیده شده است: یعنی آزاده، نجیب، کسی که به نهایت آرامش روانی رسیده است.

منشور کورش بزرگ و اندرزهای او سرشار از این گفته‌هاست:

      «هر کوششی در پیشرفت پرورش کودکان ما موجب برتری و بهبود وضع حال خود ماست. با تلاش و کوشش کافی فرزندان ما شایسته و ارجمند خواهند شد.

      برماست که با تمام تلاش و نیرو، اسباب بزرگی و مردانگی را آماده و نگاهداری کنیم، تا آسودگی خاطر که بهترین و گرامی ترین نعمت هاست به دست آید و از غم و رنج‌های سخت درامان باشیم.

      خودت را بشناس؛ آن گاه شاهد سعادت در آغوشت خواهد بود.

       راستگو باش و مطمئن باش که دروغ پردازی بازدارنده‌ی رواج همدردی بین مردمان است.

       ما نباید به وسوسه‌هایی که در نظر مردم بزرگوار ارزش و جایگاهی ندارد، ولی بر رفتار پلیدان حکمفرماست تن در دهیم.»

 ایرانیان دارای چنین روح بلند و روان لطیفی بودند که پس از رسیدن اسلام و بویژه تشیع به این دیار، با آغوشی باز و علاقه‌ای وصف‌ناپذیر آن را پذیرفتند. یعنی به گفته دکتر شریعتی و اقبال لاهوری استعدادهای نهفته ایرانی با دین اسلام بارور و بالنده شد، مثل اینکه اصلاً اسلام برای ایرانی‌ها آورده شده بود. عرفان اسلامی هم که به‌نوعی رسیدن به آرامش معنوی و شناخت پروردگار یکتا است تقریبا مختص و ویژه ایرانیان است.

نهایت بهداشت روانی و آرامش روحی در این آیه از قرآن آورده شده است: الا بذکر الله تطمئن القلوب = دلها آرام گیرد با یاد خدای.

یعنی اسلام دین رحمت و مهربانی است نه آیین خشونت و تندی.

شاید این نیایش ایرانیان باستان را هم شنیده باشید: تاریده باد تیرگی تیره‌گون تاریکی از تاریخانه تن.

امروزه دعا و نیایش‌درمانی در جهان، در درمان بسیاری از بیماری‌های جسمی و روانی نقش عمده و شناخته‌شده‌‌ای دارد. چراکه نيايش سبب شادکامي و شکفتگي درون است.

نقش خانواده:

 تأثیر خانواده در رفتار کودک بیشتر در دوران پیش از مدرسه است و پس از آن مسئولیت مدرسه در پرورش کودک سنگین‌تر خواهد بود. اگر این دو نهاد کارکرد خود را به خوبی انجام دهند، بخت موفقیت کودک در زمان بزرگسالی بیشتر خواهد بود.

چگونگی محیط خانواده از نظر روانی و عاطفی و رابطه افراد خانواده با یکدیگر تأثیر بسیار مهم و قابل توجهی در رشد روانی و شخصیت آینده کودک دارد.

روانپزشکان و جامعه‌شناسان بر این نگرش‌اند که باید ریشه بیشتر بیماری‌های روانی و اختلال‌های رفتاری را در محیط خانواده فرد در طول دوران کودکی جستجو کرد.

بهداشت روانی انسان باید از دوران جنینی مورد توجه قرار گیرد، در این مرحله بسیار مهم باید به مسائل عاطفی و روحی مادر توجه کامل داشت و بیشترین مهر و محبت را برای او به عمل آورد. مرد در اینجا نقش مهمی داشته و باید آرامش خاطر همسر را فراهم کند و با کردار و رفتار مناسب و اظهار محبت و علاقه، یکدیگر را در به ثمر رساندن آرمان زندگی خانوادگی کمک و پشتیبانی کنند.

پس از زایش، تغذیه و محبت دو اصل مهم مراقبت از نوزاد است. دور نگهداشتن نوزاد از مادر سدی است در برقراری احساس و عواطف که مهم‌ترین رشته ارتباط بین آن دو است . ارتباط نزدیک و الزامی مادر و فرزند از دوران جنینی بچه آغاز می‌شود و پس از آن هم  نوزاد باید از محبت پدر و مادر برخوردار باشد. پس زندگی روانی و اجتماعی نوزاد پیش از زایش آغاز می‌گردد.

 چند هفته پس از تولد می‌توان واکنش‌های او را نسبت به محیط مشاهده کرد که در برابر نوازش به شخص نزدیک و در صورت تهدید دور می‌شود. بدیهی است اساس و بنای حالت‌های روانی انسان در دوران کودکی پایه ریزی می‌شود و توجه نکردن به، به‌سازی محیط زندگی کودک بویژه از نظر عاطفی و روانی کودکان را با مسائل و مشکل‌های بسیاری روبرو ساخته و آنان را به صورت یک کودک ناسازگار جلوه‌گر می‌سازد. محبت پدر و مادر، به کودک احساس امنیت و پذیرش می دهد.

محیط زندگی کودک، اشخاصی که پیرامون او هستند، روش رفتار بزرگترها با یکدیگر و با کودک؛ وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی هریک به نوبه خود اثراتی در روحیه کودک به جای می‌گذارند .

دوره کودکی، دوره رشد و یادگیری است . کودکانی که از نظر روانی تندرست هستند، کنجکاوی فراوانی برای فهمیدن مطالب دارند. شایسته است این اشتیاق به موقع درک شده و پاسخ مثبت به آن داده شود. به پرسش کودک باید پاسخ درست، ساده و بدون انحراف داد که در عین‌حال در خور فهم و ظرفیت روانی و سنی بچه باشد.

برخی از نشانه‌های رفتاری ممکن است در آغاز به‌ظاهر بی‌اهمیت جلوه کند؛ مکیدن انگشت، ترکردن رختخواب، جویدن ناخن و مانندآنها از نشانه های اختلال رفتاری کودک است. پاره‌ای دیگر از اختلال‌های رفتاری مانند کج‌خلقی ، ترس‌های غیرعادی، از خواب پریدن، خواب‌های وحشتناک و کابوس، هراس بیجا، فشار دادن دندان به‌هنگام خواب، خرابکاری در خانه و یا حسادت‌های بیش از اندازه از علائم پیشرفته اختلال روانی در کودکان است. همه پیش‌آگهی‌ها در صورتی که پیشگیری نشود کم‌کم به پیدایش رفتار ضد اجتماعی، دلهره و اضطراب، افسردگی، انزوا و گوشه‌گیری و علاقه نداشتن به درس و زندگی می‌رسد و ممکن است کودک را به گرفتاری به بیماری‌های روانی‌عصبی (سایکونوروز) یا روانی (سایکوز) بکشاند .

روشن است که علت همه این آشفتگی‌های روانی و عاطفی کودک را باید نخست در محیط خانواده جستجو کرد. کودک در خانه باید احساس خوشی و امنیت کند، پدر و مادر دانا با مهربانی خود می‌توانند برای بچه تکیه‌گاه خوبی باشند و آرامش و اطمینان لازم را به وی ببخشند. وارون این؛ نبود مناسبات درست میان پدر و مادر، و درگیری میان آنان، تبعیض میان فرزندان، کودک را دچار کمبودهای عاطفی و روانی می کند. براساس آمار و گزارشهای مراکز بهداشت روانی بیشتر کودکان ناسازگار متعلق به خانواده‌های ازهم‌پاشیده‌ای هستند که یا سرپرستان آنان از یکدیگر جدا شده یا یکی از آنان مرده و یا خانواده‌های آنان متشنج، جنجالی و پر از اختلاف‌های خانوادگی بوده است. از دیگر ناسازگاری‌های خانواده که سبب دشواری روانی می‌شود می توان به موارد زیر اشاره کرد:

بیکاری، فقر، از همه مهم‌تر اعتیاد، نبودن ارتباط پسندیده بین پدر و مادر، نبودن اعتماد بین خانواده و مدرسه.

 نقش مدرسه :

آرمان اصلی مدرسه همانطور که همه می دانند آموزش و پرورش است که می تواند خواسته‌های خودآگاه و ناخودآگاه کودک را به گونه ای پرورش دهد که جبران احساس ناایمنی او را کرده و  او را به ویژگی‌های نیکو برای سازش با محیط تشویق نماید؛ تا کم‌کم به استقلال رسیده و فردی سودمند، وظیفه‌شناس، متعهد و شایسته برای جامعه گردد.

بدون شک برای تأمین چنین حالتی، تلاشی گسترده و همه جانبه هم از سوی خانواده و هم از سوی دبستان، راهنمایی، دبیرستان لازم است تا تندرستی جسمی و روانی کودک تأمین گردد.

با چنین دریافتی از مسئله بهداشت روانی و با تکیه بر چنین اصولی است که موضوع بهداشت روانی کودکان بویژه در مدرسه مطرح می‌شود. این احساس مسئولیت همگانی تمام گروهها را در بر می گیرد؛ بویژه کسانیکه در نهادهای بهداشتی، آموزشی و اجتماعی دارای مسئولیتی در پرورش کودکان هستند.

که البته این خود مستلزم سلامت روانی والدین ، معلمان ، مربیان ، مدیران و مراقبان بهداشتی مدارس می‌باشد.

یکی از وظیفه‌های مهم مربیان مدارس و مشاوران و راهنمایان این است که به عنوان بیماریابی، رفتارهای غیرطبیعی کودکان را کشف کرده و در رفع عت‌های پدیدآورنده آن کوشش کرده و همکاری لازم را با خانواده بیمار انجام دهند؛ درغیر این صورت ممکن است کودک در آینده به بیماری‌های روانی و رفتارهای غیرطبیعی یا ضد اجتماعی گرفتار شود.

متأسفانه هم‌اکنون وضع به گونه‌ای است که به علت ناآشنایی بسیاری از خانواده ها از مسائل بهداشت روانی گروه بزرگی از کودکان که وارد مدرسه می‌شوند دارای دشواریهای رفتاری، شناختی و عاطفی می باشند.

شوربختانه خانواده‌های این کودکان غالباً چنان توانائیهایی در حل مشکل‌های پیچیده مربوط به رشد فرزندانشان را ندارند، بنابراین والدین این کودکان بایستی برای برطرف ساختن این مشکلات از مشاوران و مربیان کارآزموده مدرسه کمک بخواهند. افزون بر این گاهی رفتار معلمان و اولیای مدرسه نیز با موازین پرورشی و روانشناسی کودک هماهنگی نداشته و مشکلات این گروه از کودکان وسعت بیشتری می‌یابد. رفتارهای خشن و تنبیه‌های بدنی، سرکوفت زدن و تحقیر دانش‌آموزان، کلاس‌های پرجمعیت و فضاهای تنگ آموزشی، مشکلات بهداشتی کلاس‌ها، کمبود برنامه‌های فرهنگی هنری و ورزشی، نبود برنامه‌های شاد، چندنوبته کردن مدارس، تأکید بر رنگهای مرده و افسرده مانند سیاه، دوری از رنگهای شاد و زنده مانند سبز و آبی و سفید، کمبود مشاوران و کارشناسان ورزیده و مهربان پرورشی  بهداشتی در مدارس؛ رشد روانی رفتاری کودک و بالندگی اندیشه و شخصیت او را ناممکن می‌سازد.

البته یک سری بیماری‌های کودک مانند: کاهش بینایی و شنوایی، کند ذهنی و معلولیت‌ها نیز در این امر دخیل هستند. بنابراین اگر دیده شود که کودکی در درس یا رفتارش دچار اشکال است بایستی از نظر جسمی نیز معاینه شود.

در دنباله در ارتباط با بهداشت روانی کودک یک سری از اختلالات مانند ترس از مدرسه، ناسازگاری و گوشه‌گیری را بررسی می‌کنیم.